تبليغاتX
ادبیات متوسطه

به نام خدا

تشبیه : 

دریای عشق را به نصیحت کنار نیست    ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست

فراش خزان ورق بیفشاند                  نقاش صبا چمن بیار است 

تشبیه بلیغ :

دریای عشق را به نصیحت کنار نیست    ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست

فراش خزان ورق بیفشاند                  نقاش صبا چمن بیار است

تشبیه مفرد :

گر در طلب رنجی ما را به سر شاید       چون عشق حرم باشد سهلست بیابان ها

صبر چون پروانه باید باید کردنت بر داغ عشق        ای که صحبت با یکی داری نه در مقدار خویش

عشق آمد و عقل همچو بادی                     رفت از بر من هزار فرسنگ

ساعتی چون گل به صحرا در گذر       یک زمان چون سرو در بستان خرام

تهیه  و تنظیم : فاطمه عزیزی 

دبیرستان  غیرانتفاعی علوم 

فروردین 86

+ نوشته شده توسط یزدانی در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 12:23 |
 

«به نام مهربان ترين مهربان ها كه محبتش تكيه گاه وجودم است»

«من سرِ منزلِ خورشيد نه خود بُردم راه
ذره اي بودم و مهر تو مرا بالا برُد»
                                            «علامه طباطبايي»
                                      «كوچه باغِ شقايـق»
محبت اوجِ هر زيبايي است و طلبيدن به هنگام نياز، صميميت همچو باران

 بخشنده است و عشق چون بادباني در كشتيِ

زندگي ست كه انسان را به حركت در مي آورد و او را به فردا

مي سپارد و خدمت كردن
 به دوست، چون سدّي استوار در برابر مشكلات و سختي هاي زندگي و رنج هاي تنهايي ست كه هيچ گاه
 سست نمي شود و هيچ مشكلي ديوارِ محكمِ اين صداقت را

خراب نمي كند.
«اگر غفلت نهان در سنگ خارا مي كند ما را
جوانمرد است دردِ عشق، پيدا مي كند مارا»
«صائب»
مهتاب عشقم به پلك هايِ سربيِ شبي دل داده كه در آن زيبايي،

كودكانمان از آغاز زندگي، فقط گرميِ محبّت را بچشند و اين دنيا را

عاشق خود بدانند، بايد به آنها بياموزيم كه گنجِ عشق و صميميّت

را
قدر بدانند و خود را موظف كنند كه شادي ملّت را به هيچ بهاي سنگيني نفروشند پس، تا زماني كه عشق و صفا در دلِ آنها

مي جوشد خود را نيازمندِ هيچ قدرتي نبينند. زيرا:
بر شاليزارِ زيباي عشق قدم گذاشته اند و در اقيانوسِ

لايتناهيِ نعمت حق، غوطه ورند.
بياييد به گندم زارِ لذت هاي خود برويم، جايي كه لبخندِ شهدِ عاشقان، شب را به سپيده برساند و
عطرِ دلنوازِ زندگي، مردم را به كار و فعاليتِ خود و شاديِ همنوعانش دلگرم كند و قلب مهر آگين آنها را
 بر فراز قلهِ سپهر به پرواز درآورد.
يك رنگي و عشق و صميميت است كه بخششش چون

آفتابِ فروزان، لطافتش چون نسيمِ باد، پاكي اش چون باران و

زيبايي اش فراتر از گلستانِ خيالِ من است.
دوست دارم به آن شهري سفر كنم كه از پيچكِ غم تهي و

از رقصِ صميميّت سرشار باشد، آنجا كه ابرهايِ آسمانِ زندگي

اشك هاي محبّت را به پاي شقايق هايِ سرخ بريزند و مردماني در جامعه حضور
 پيدا كنند كه قلب هايشان را در چشمه سارِ صفا و

يكدلي شست و شو دهند و كينه و دشمني را بر زمين بكوبند شايد به جايِ آن، كسي تخمِ مهرورزي بكارد تا بر 

   دبیرستان نمونه دولتی نرجس

سعیده علوی


 

+ نوشته شده توسط یزدانی در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 10:22 |

 

   خود آزمايي صفحه ي 47 سوال 3 

از نگاه من !؟!؟!؟

    علمي : ماه سياره اي است بي نور كه نور خود را از خورشيد تامين مي كند . در سطح آن گودالهاي بسياري وجود دارد كه آن را ناهموار مي كند .

   ماه تنها قمر كره ي زمين است كه در شب نورل اين كره را تامين

 مي كند و بر روي مداري مشخص به دور زمين مي گردد .

   اين كره داغراي نيروي جاذبه نيست ، به همين خاطر فضانوردان 

بايد از لباسهاي   مخصوصي استفاده كنند .

  كره ي ماه در اوايل صبح و يا هنگام غروب خورشيد براي تامين نور

 پديدار مي گردد .

   ادبي : ماه اين خورشيد شب كه در ميان مخمل آسمان تاريك 

مي درخشد ، يگانه گوهر ظلمت شكن شبهاي بي ستاره است .

    ماه ، ماهي كه از هر نگاهي چيزي است ؛ از نگاه حوض كوچك 

حياط مادر بزرگ ماهي ؛ از نگاه موش كوچك گرسنه ، دزر

 گوشه ي خيابان ، پنير ؛ شايد پنير ايرلندي !از نگاه زمين فانوس و ....

   از نگاه من ماه است ، ماه 

  هنگامي كه ماه چهره در پشت ابر پنهان مي كند حوض و موش و 

زمين و من اشك به چشم مي آريم و بعد از لبخند شيطنت آميزژش 

باز جام اشك تهي از قطره ي درياي بيكران دل ميشود .

فائقه قاسمی

سال اول دبیرستان نمونه نرجس

+ نوشته شده توسط یزدانی در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 10:21 |


Powered By
BLOGFA.COM