تبليغاتX
ادبیات متوسطه - (نقدی بر درس بیستم کتاب ادبیات فارسی 1)

یادداشتی درباره ی «دررفتن»

اکبر قاسمی گل افشانی

دبیر مراکز آموزشی سوادکوه



برگی چند از درس بیستم کتاب ادبیات فارسی (1) به سفرنامه ی متصرف در اعمال سلطانی و مشتغل به کارهای دیوانی، حکیم حمیدالدین ناصرخسرو قبادیانی اختصاص یافته که سبب انبساط و گشادگی جان و روان و امیدواری به فضل و رحمت کردگار مهربان در حوادث ایام و نوائب زمانه شده چرا که خداوند رحیم در گنج حکیم تصریح کرده است: «ان مع العسر یسرا».

در پاراگراف آخر صفحه ی 147 کتاب مذکور چنین آمده است: «بعد از آن که حال دنیاوی ما نیک شده بود و هر یک لباسی پوشیدیم، روزی به در آن گرمابه شدیم که ما را در آن جا نگذاشتند. چون از دررفتیم، گرمابه بان و هر که آن جا بودند، همه برپای خاستند ...».

در متن فوق، عبارت «دررفتن» به معنای «داخل شدن، درون آمدن و به درون رفتن» است.(1)

بنابراین حرف اضافه ی «از» به متمم نیاز دارد چرا که کلمه ی «در» در عبارت «چون از دررفتیم» پیشوند است نه متمم. شکل درست عبارت مذکور، مطابق اصل نسخه ی سفرنامه، «چون از در دررفتیم»(2) است که در متن درس، متمم آن از قلم افتاده و به اشتباه حذف شده است. اینک شواهدی چند از کاربرد «دررفتن» به معنای داخل شدن:

«گفت: بروید که هم اکنون مردم از گرمابه بیرون می آیند و نگذاشت که ما به گرمابه دررویم».(3)

«برادرم به دیه دررفت تا چیزی از بقال بخرد».(4)

«در پاژه ی آن مشرعـه ای ساختـه است کـه به پنج نایژه آب بسیار بیـرون می آید که مردم برمی گیرند و فاضل بر زمین می گذرد و به دریا درمی رود».(5)

«و در خانه باز کرد و دررفت، خانه ای دید سپید پاکیزه».(6)

«و کسری بفرمود تا درهای خزاین بگشادند و برزویه را مثال داد موکّد به سوگند که بی احتراز درباید رفت».(7)


پانوشت ها:

1- لغت نامه ی دهخدا، ذیل «دررفتن».

2- سفرنامه ی ناصرخسرو، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، انتشارات زوار، چ ششم، 1375، ص 157.

3- همان، ص 155.

4- همان، ص 6.

5- همان، ص 21.

6- تاریخ بیهقی، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، انتشارات مهتاب، چ چهارم، 1374، ج 1، ص 175.

7- کلیله و دمنه، ابوالمعالی نصرالله منشی، تصحیح و توضیح مجتبی مینوی، تهران، انتشارات امیرکبیر، چ سیزدهم، 1374، ص 35.

+ نوشته شده توسط یزدانی در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 14:17 |


Powered By
BLOGFA.COM